روانشناسی روز و فلسفه

آسیب شناسی اجتماعی

پیشگیری و درمان اعتیاد

آنچه از راهبردهای پیش گیری اولیه مورد انتظار است، رساندن پیام مؤثر، مفید و آموزش دهنده به کسانی می باشد که مواد مخدر مصرف نکرده اند و هدف این است که این افراد از مصرف مواد مخدر متنفر شوند و تمایلی به استعمال این مواد زیان بار پیدا نکنند این نوع فعالیتها که در پیش گیری اولیه از اعتیاد، با رویکرد فرهنگ عمومی صورت می گیرد، یک استراتژی کارآمد است، بر خلاف اقدامات در جهت ترک اعتیاد و درمان که فعالیتهای واکنشی محسوب می شوند. هدف از اجرای برنامه های پیشگیری اولیه، جلوگیری از وقوع عوامل روآوری به مصرف مواد مخدر است که این عوامل اغلب ترکیبی از ویژگی های شخصیتی فرد، شرایط اقتصادی، اجتماعی، محیطی، سیاسی، حقوقی، گروه گرایی و . . . می باشند (اعتیاد، منوچهر صبا).

توصیف کلی پیش گیری از اعتیاد :

       جرالد کاپلان، از پیشگامان تأکید کننده بر مفهوم پیش گیری، از مراحل سه گانه سخن می گوید که عبارت است از :

الف ـ پیشگیری اولیه : جهت کاهش وقوع هر بیماری با هدف ریشه کنی آن از طریق روشهای تأیید شدة تجربی،  مانند پیش گیری از رفتارهایی با ریسک بالای اعتیاد و بیماری های دیگر.

ب ـ پیش گیری ثانویه : که درمان نارسایی موجود در مراحل اولیه است، توفیق در این مرحله از پیش گیری، بستگی به تشخیص زودرس علایم حاکی از مشکل بالقوه دارد، مانند پیش گیری از اعتیاد نوجوانان و جوانان در خانه و مدارس با تشخیص علایم اولیه و کنترل آن.

ج ـ پیش گیری ثالث : برای کاهش عوارض اعتیاد و درمان آن تلاش می شود که برنامه های کاهش آسیب نیز این هدف را دنبال می کند. هدف عمده این است که افراد تا آنجا که ممکن است به حالت کششی قبل از اعتیاد باز گردند. پی گیری، شناسایی و درمان معتادان از طریق گروه های حمایت کننده بخشی از فرآیند پیش گیری ثالث یا بازتوانی می باشد. فرآیند پیش گیری ثالث تاکنون متداولترین نوع پیش گیری در پزشکی، روانپزشکی و روانشناسی بالینی بوده است (پیشگیری از اعتیاد، اسعدی).

       در پیش گیری ثانویه و ثالث، مسئله درمان مطرح است ولی در پیش گیری اولیه هدف این است که در اقشار آسیب پذیر جامعه، آن چنان نفرتی از مصرف مواد مخدر ایجاد شود که به فکر استعمال مواد مخدر نیفتد (همان منبع).

       سطح اول پیش گیری شامل یک سری سیاستهای خاص است که نمونه واضح آن ها اطلاع رسانی و آموزش می باشد. اینگونه اقدامات علاوه بر اینکه بر افراد غیر معتاد، بسیار مؤثر است، دارای تأثیر قوی بر کسانی که سابقه قبلی مصرف مواد مخدر را داشته اند نیز می باشد. حتی بعضی از افرادی که وابستگی شدید به مواد مخدر دارند ممکن است تحریک شوند و در صدد کمک گرفتن از چنین برنامه هایی برآیند که این حالت چیزی فراتر از ملاحظات سطح دوم می باشد. از سوی دیگر در روش های مربوط به پیش گیری ثالث، به افرادی که در حال ترک هستند، کمک می کند تا بتوانند هم چنان، عاری از مصرف مواد مخدر بمانند و روآوری دوباره اتفاق نیفتد (همان منبع).

       در پیش گیری مرحله دوم، تکنولوژی مورد استفاده، در مورد کسانی به کار گرفته می شود که کم و بیش از مواد مخدر استفاده کرده اند ولی به مرحله اعتیاد مزمن نرسیده اند در حالی که در پیش گیری مرحله سوم، درمان و بازپروری در مورد افرادی به کار می رود که معتاد بوده و دچار معضلات ناشی از مصرف مواد مخدر شده اند.

       اگر بتوان بخش بزرگی از جمعیت مصرف کنندة مادة مخدر را مجبور به پیروی از اقدامات درمانی کرد، آن گاه همین کار باعث می شود تا سرعت رشد جمعیت مصرف کنندة مادة مخدر متوقف و یا حداقل کاهش یابد و فرهنگ مصرف مادة مخدر در جامعه تضعیف گردد و هم چنین، مصرف مواد مخدر در اثر فشار دوستان، همکاران و سایر عوامل، گسترش پیدا نکند و این نتیجه مشابه نتیجه اقداماتی است که از به کارگیری شیوه های عملی پیش گیری اولیه، مدنظر می باشد.

       پیش گیری نیز به طرز مشابهی می تواند تأثیر مستقیمی بر درمان داشته باشد، پیش گیری زودرس و درمان زودرس اقدامات مجزا از یک دیگر نیستند، بلکه هر دوی آنها به اتفاق یک دیگر مداخلة زودرس را تشکیل می دهند (همان منبع).

پیش گیری های ثانوی، ثالث و کاهش آسیب :

       اگر بخواهیم برای استراتژی مبارزه با مواد مخدر و آسیبهای ناشی از آن، یک شکل هندسی ترسیم کنیم، این شکل هندسی در یک قالب کلی به صورت مثلثی متساوی الاضلاع خواهد بود که اضلاع آن را :

1ـ کاهش عرضه.

2ـ پیش گیری اولیه.

3ـ پیش گیری های ثانویه، ثالث و کاهش آسیب، تشکیل می دهد.

       تأیید اجرای برنامه ی پیش گیری های ثانویه و ثالث با هدف اولیه ی کاهش آسیب و هدف ثانوی ترک اعتیاد، از تأثیر اجرای برنامه های کاهش عرضه و پیش گیری اولیه در مبارزه به مواد مخدر، کم تر نیست (همان منبع).

       دیوید استر و در تعریف کاهش آسیب می گوید : «کاستن از شدت آسیب، تمام تغییرات رفتاری، رابطة جنسی، مقدار و نوع مادة مخدر را شامل می شود و عبارت است از هر اقدامی که زیان های آسیب اعتیاد به مواد مخدر را برای فردی که نمی تواند و یا نمی خواهد رفتار خطرناک خود را ترک کند، کاهش دهد».

       هدف عمده و اولیه از اجرای برنامه های کاهش آسیب در مورد اعتیاد، کاستن از آسیبهای ناشی از مصرف مواد مخدر است که لزومی ندارد به طور قطع با ترک اعتیاد، توأم باشد. در این برنامه ها، ترک اعتیاد هدفی تبعی است که به طور معمول اتفاق می افتد.

      گفته شده که انگستان در طراحی و اجرای برنامه های کاهش آسیب که در حوزه ی پیش گیری های ثانویه و ثالث انجام می شود به سیستم قدیمی خود، پیش گام بوده و کمیته ی رولستون در اواخر دهة دوم قرن 20، توصیه کرد به معتادانی که نمی خواهند و یا نمی توانند اعتیاد خود را ترک کنند کمک شود تا به زندگی تا حدی مفید و کم خطرتری ادامه دهند.

       متجاوز از هفتاد سال است که در لیورپول، در کلینک «مرسی ساید»، مواد مخدر تزریقی، زیر نظر متخصصان انجام می شود که در این صورت از اشاعه ی ابتلا به بیماری های ناشی از تزریقات غیربهداشتی نظیر آبله، کزاز و سایر بیماری های پوستی و یا بیماری های مهلک ایدز و هیپاتیت بر اثر استفاده از سرنگ مشترک، پیش گیری می شود و از پرخطر بودن اعتیاد به مواد مخدر، می کاهد (اعتیاد، منوچهر صبا).

       از اواخر دهه هشتاد قرن 20، اجرای برنامه های کاهش آسیب در انگلستان، گسترش یافته و در طی این برنامه ها، انواع وسیعی از خدمات، مانند تعویض سرنگ، آموزش تجویز داروهایی از قبیل متادون، مشاوره، کاریابی، خانه یابی و . . . ارائه می شود.

       این برنامه ها با موفقیتهای چشم گیری همراه بوده است، تا اندازه ای که شیوع انتقال ویروس ایدز HIV در بین معتادان تزریقی از 5/11 درصد در سال 1990 به 9/3 درصد در سال 2000 کاهش یافته است.

       در هلند، از سال 1980 برنامه های کاهش آسیب با توجه به نتایج به دست آمده از نظر معتادان، تدوین و به اجرا درآمد و گسترش یافت (همان منبع).

       این برنامه ها که شامل مواردی چون توزیع مواد مخدر کم خطر، به طور کنترل شده و پخش سرنگ و سوزن یک بار مصرف بود برای مبارزه با افزایش خطر انتقال ویروس ایدز، گسترش  یافت به طوری که میزان سرنگهای توزیعی از 10 هزار در سال 1985 به 78 هزار در سال 1988 رسید.

       در سال 1976، 10 درصد جوانان 17 تا 18 سالة هلندی حشیش می کشیدند ولی در سال 1985 این نسبت به 2 درصد کاهش یافت.

       موفقیت برنامه های کاهش آسیب، منجر به تغییراتی در سیاستهای مربوط به مواد مخدر، در هلند شد که با عنوان «عادی سازی» خوانده می شود. عادی سازی در درجة اول معطوف به نیازهای معتادان و به حداقل رساندن همه آسیبهایی که در اثر رفتارهای کنترلی، ایجاد می شود، می گردد. امروزه اجرای برنامه ی کاهش آسیبهای ناشی از مصرف مواد مخدر، یکی از اصول پذیرفته شده در سیاست کلی مبارزه با تقاضا برای مصرف مواد مخدر در جهان است، زیرا تحقیقات و مطالعات حدود یک قرن، تأیید می کند که مصرف مواد مخدر از شش هزار سال قبل با شبیه همراه بوده و همچنان با فراز و فرودهایی ادامه داشته و به احتمال قوی نسل های آینده را نیز کم و بیش در اسارت خود خواهد داشت و مسئولان موظفند در راستای کاهش آسیبهای ناشی از مصرف مواد مخدر، اقدامات مستمری طبق برنامه انجام دهند.

       در سالهای اخیر اجرای برنامه ی کاهش آسیبهای ناشی از سوء مصرف مواد مخدر، در تمام کشورهای جهان که با معضل اعتیاد مواجه اند در حال توسعه است و به نظر می رسد در آیندة نزدیک، جهت اصلی سیاست گذاری درباره ی مبارزه با مصرف مواد مخدر، به موازات به کارگیری راهبردهای کاربردی پیش گیری و درمان، به اجرای برنامه های کاهش آسیب اختصاص یابد.

       اگرچه به کارگیری برنامه های کاهش آسیب در مورد انواع مصرف مواد مخدر مطلوب می باشد ولی اجرای آن در مورد معتادان تزریقی که خطر اشاعه ی بیماری های واگیر و مهلکی نظیر ایدز و هیپاتیت را باعث می شوند، ضروری است ؛ زیرا نخستین هدف از اجرای برنامه های کاهش آسیب، کاستن از عوارض پرخطر مصرف مواد مخدر می باشد که هیچ گونه منافاتی با مبارزه با عرضه ی این مواد، ندارد بلکه مبارزه با عرضه، تقاضا و اجرای برنامة کاهش آسیبهای ناشی از مصرف مواد مخدر، مکمل یکدیگرند.

لازم به ذکر است که اجرای برنامه های کاهش آسیب، به هیچ وجه به معنای تأیید یا پذیرفتن ادامة مصرف مواد مخدر نیست، زیرا اجرای برنامه های کاهش آسیب که شامل پیش گیری های ثانویه و ثالث (مرحله ی دوم و سوم) است، اهدافی را دنبال می کند که اهم آنها عبارت است از :

1ـ کاستن از آسیبهای جسمی ـ روانی ناشی از مصرف مواد مخدر، برای معتاد.

2ـ پیش گیری بسیاری از پیامدهای مصرف مواد مخدر برای معتاد و دیگران.

3ـ تبدیل ماده ی مخدر پرخطر به ماده ی کم خطر و تغییر نحوه ی استعمال از پرضرر به کم ضرر.

4ـ اقدامات کاهش آسیب، علاوه بر پیش گیری از سرایت بیماری های مهلک و جلوگیری از اعتیاد افراد معاشر با معتاد، گامی به طرف ترک اعتیاد مصرف کننده نیز، می باشد.

روشهای مختلف درمان معتادان به مواد مخدر :

       درمان معتادان با توجه به مراحل مختلف اعتیاد ـ مرحله آشنایی و مصارف اولیه، مرحله تداوم مصرف و پیشرفت نسبی، مرحله اعتیاد کامل و پیشرفته ـ ممکن است تا حدی تفاوت داشته باشد. ولی آنچه اساسی است استفاده از روش مناسب و در واقع درمان کامل معتاد است. مهمترین مسئله قطع مواد مخدر یا بازگیری است یعنی باید در اولین قدم و پس از ایجاد آمادگی، قطع وابستگی جسمی را آغاز کرد. این کار را معمولاً با عوض کردن نوع ماده مصرفی و کاهش تدریجی آن آغاز می کنند. در قدم بعدی باید روان معتاد را از چنگال عفریت اعتیاد خلاص کرد که کاری است حساس و به مراتب مشکلتر از قطع وابستگی و باید دقیقاً به آن توجه و در مورد آن اقدام کرد. (پیشگیری از اعتیاد، اسعدی).

 

 

خود درمانی :

       برخی معتادان با انگیزه های مختلف به ترک مصرف مواد مخدر روی می آورند. افرادی که متوجه شک اطرافیان نسبت به خود می شوند و احتمال می دهند ممکن است مورد آزمایش قرار گیرند، مصرف مواد را کنار می گذارند. این اقدام در کسانی که در ابتدای کار هستند در مواردی نتیجه بخش است. برای همیشه به ترک منجر می شود ولی در اکثر موارد موقتی است و فرد دوباره به سوی مواد مخدر کشیده می شود.

       معتادان با داروهای جایگزین آشنایی دارند و از شربتهای سینه نظیر اکسپکتورانت، مسکنهای معمولی نظیر آسپیرین و استامینوفن ـ به ویژه انواع کدئین دار آنها ـ و قرص های آرام بخش چون دیازپام و لومینالت و آمپولهای للرگاگتیل و قرص های لوموتیل (دیفن اکسالات ـ ضد اسهال) و انواع ویتامین های تزریقی و کلسیم به عنوان جایگزین استفاده می کنند. پس از چند روز مصرف نکردن ماده اصلی، مجدداً مواد جایگزین را کنار می گذارند و به سوی مصرف ماده اولیه کشیده می شوند (همان منبع).

       خود درمانی در زمینه ترک به ویژه در نوجوانان و جوانان معتاد می تواند نتیجه بخش باشد. بهترین شکل این است که پزشک نیز مورد مشورت قرار گیرد تا اقدامات دارو درمانی و روان درمانی با کمک اطرافیان در منزل ایجاد گیرد. اعتیاد در مراحل اولیه اگر سرپایی و در منزل و با کنترل لازم درمان شود اثرات بهتری خواهد داشت.

حالتهای اولیه هنگام شروع درمان :

       در اوایل ترک مصرف مواد، حالتهایی به شرح زیر در فرد پدیدار می شود :

1ـ فرد شدیداً احساساتی می شود و در مقابل کوچکترین وقایع واکنش تأثر انگیز نشان می دهد که در این شرایط بدترین کار یادآوری و به رخ کشیدن گذشته اوست. فرد در این شرایط اعمال و رفتار خودش را به نظر می آورد و احساس شرمندگی شدید می کند و در حالت حاد ممکن است افکار انتحاری به ذهنش خطور کند.

2ـ فرد از نظر جنسی فوق العاده تحریک پذیر می شود گرچه در رابطه جنس فوق العاده ضعیف است.

3ـ فرد دچار خیالبافی می شود و این بهترین شرایطی است که می توان با استفاده از آن به او خط و جهت داد. او را تقویت کرد، سرگرمی لازم را برای او فراهم ساخت و درباره آینده او حرفهای خوب و امیدوارکننده مطرح ساخت.

4ـ فرد از نصیحت و اندرز و طعن، فوق العاده آزرده خاطر می شود که در این مورد باید اطرافیان مراقب رفتار و گفتار خود باشند (همان منبع).

 

نکاتی که باید در درمان رعایت شوند :

برای حصول نتیجه بهتر در درمان معتادان باید نکات زیر در نظر گرفته شوند :

1ـ به مسایل عاطفی و روانی معتاد توجه شود.

2ـ برای کاهش آلام جسمی معتاد اقدام شود.

3ـ داروی مناسب جایگزین ماده مخدر شود و کاهش تدریجی آن دارو پیگیری شود.

4ـ کلیه اعمال ترک، زیر نظر پزشک متخصص و با تجربه و آشنا به مسایل تبعی اعتیاد انجام گیرد.

5ـ برخورد مناسب با معتاد صورت گیرد و سهولت ترک اعتیاد به وی تفهیم شود.

6ـ اقدام معتاد در جهت ترک مهم جلوه داده شود و موفقیت وی در نزد آشنایان و کسانی که از اعتیاد او خبر دارند بزرگ شمرده شود.

7ـ به زمان پس از ترک از نظر پیگیری و کنترل و اقدامات لازم چون دوری از دوستان سابق، ایجاد سرگرمی و کار برای فرد و شروع فعالیت و ورود تدریجی به جامعه توجه شود.

8ـ پس از ترک، هیچگاه راجع به گذشته، حتی راجع به مواد مخدر و زیان آنها با فرد صحبت نشود.

9ـ شخص تا مدتی پس از ترک (2 تا 6 ماه) گاهی ناراحتی های عصبی روانی دارد و حالاتی شبیه نرسیدن مواد مخدر در زمان اعتیاد به او دست می دهد. فرد به تصور اینکه اعتیادش درمان نمی شود و به خاطر رفع حالت نامطلوب خود، ممکن است مجدداً به مواد مخدر روی آورد. باید به فرد تفهیم کرد که در هر فردی عادی هم ممکن است چنین حالاتی رخ دهد. در صورت شدت این حالات می توان از پزشک متخصص کمک گرفت.

10ـ باید به این امر توجه داشت که بازگشت به اعتیاد در فردی که به ترک مواد اقدام کرده بسیار مشهود و قابل لمس است (همان منبع).

مراحل دو گانه درمان :

       به طور کلی درمان کامل معتادان دو مرحله دارد. مرحله اول به بازگیری و مرحله دوم به بازتوانی موسوم است. در بازگیری یا روان جسمی از روشهای غیردارویی و دارویی استفاده می شود ولی از دو روش ترک تدریجی یا ترک ناگهانی می توان در هر دو مرحلة درمان بهره جست (همان منبع).

روشهای دارویی و غیردارویی :

       ترک تدریجی در روش غیردارویی روشی است بسیار ساده که در مواردی از آن استفاده می شود. فرد معتاد برابر جدول تنظیمی از طرف پزشک معالج به تدریج از مصرف روزانه خود کم می کند تا آنکه پس از انقضای دورة مقرر میزان مصرف به صفر تنزل می کند. پس از ترک کامل و تأیید آزمایشگاهی مبتنی بر عدم اعتیاد، فرد تحت درمان روانی قرار می گیرد. ترک ناگهانی در روش غیردارویی به منظور سهم زدایی معتاد مورد استفاده قرار می گیرد. فرد در محل خاصی که نتواند به خود یا به دیگران صدمه وارد کند نگهداری می شود تا به خودی خود پس از چند روز ترک اعتیاد کند.

ترک ناگهانی سبب ایجاد نشانه های ترک می شود و در اعتیاد به بار بیتوراتها احتمال خطر مرگ وجود دارد. عده ای از متخصصان این روش را نادرست دانسته و به مؤثر بودن آن اعتقادی ندارند. ترک دارویی تدریجی یکی از روشهای متداول دارو درمانی در جهت ترک وابستگی بدنی به مشتقات تریاک به ویژه هروئین و مرفین است. در این شیوه درمان سعی می شود با رعایت مراقبتهای پزشکی، ترتیب متادون با برنامه ریزی های ویژه ای به طور کوتاه مدت یا درازمدت جانشین مصرف هروئین شود (جانشین سازی متادون).

       متادون به عنوان عامل خنثی کننده در برابر اثرات فارماکولوژی هروئین است. علاوه بر عمل خنثی کنندگی، مصرف متادون به گونه ای نشانه های ترک ناشی از قطع مصرف هروئین را کاهش می دهد و فرد معتاد می تواند در وضع جسمانی مناسبتری به ترک تدریجی هروئین مبادرت کند.

       متادون معمولاً به صورت شربت و یا قرص مصرف می شود. روش درمان معتادان به هروئین از طریق متادون به این صورت است که با افزایش تدریجی در یک محدودة زمانی 4ـ3 هفته ای سعی می شود مقدار مصرف متادون در یک میزان ثابت و مطلوب قرار گیرد که معمولاً این مقدار بین 120ـ30 میلی گرم در نوسان خواهد بود و ممکن است حداکثر تا 180 میلی گرم در روز نیز برسد. اثرات دارویی متادون پس از جذب در حدود 24 ساعت در بدن باقی می ماند.

       در روش ترک ناگهانی معتاد به طور یکباره از مصرف مواد مخدر خودداری می کند و زیر نظر پزشک به منظور تسکین نشانه های ترک از برخی از داروهای کمکی (غیر از متادون) استفاده می کند. پس از انجام این دوره و تأیید عدم اعتیاد فرد، نسبت به رفع ناراحتی های روانی ناشی از ترک، از طریق خدمات روانپزشکی و مشاوره ای اقدامات ضروری صورت می گیرد (همان منبع).

درمان بیولوژیکی و غیربیولوژیکی :

       درمان اصولی فرد معتاد را می توان بر دو اصل بیولوژیکی و غیربیولوژیکی استوار ساخت. درمان بیولوژیکی شامل همان اهدافی است که در دارو درمانی مطرح است یعنی بازگیری فرد از ماده مخدر برای مدتی و حمایت مقطعی از فرد معتاد و منظور از درمان غیربیولوژیکی نوعی درمان همه جانبه است که بایستی دقیقاً عوامل محیطی، فردی، اجتماعی، فرهنگی، رشدی و . . . را در نظر گرفت. شکی نیست که در جهت ارائه این گونه درمان نه تنها مؤسسات پزشکی مسئول هستند بلکه لازم است سیستتم های مددکاری فرهنگی، مذهبی و سیاسی نیز در این راستا تلاش کنند. دارو درمانی را باید با این نگرش اعمال کرد و در کنار آن به روان درمانی نیز توجه خاص مبذول داشت.(روان شناسی جنایی، دادستان).

روشهای مختلف دارو درمانی :

روش اول : بازگیری با موادی چون مرفین و متادون.

جهت جلوگیری از بروز سندرم قطع دارو، معتاد به هروئین، مورد تزریق زیر جلدی مرفین قرار می گیرد. مقدار مصرف مرفین به میزان اعتیاد فرد بستگی دارد ولی جهت برقراری تثبیت، لزومی ندارد بیش از 30 میلی گرم از این دارو به صورت 4 بار در روز مصرف شود. پس از آن، مرحله بازگیری از مرفین شروع می شود و مقدار مصرف آن در 24 ساعت کاهش می یابد تا به مقدار 10 میلی گرم 4 بار در روز برسد و در اینجا مرفین قطع و به جای آن 30 میلی گرم کدئین خوراکی جایگزین می شود. کدئین را بعد از چند روز می توان قطع کرد. این دوره در حدود 5 تا 10 روز به طول می انجامد. در استفاده از متادون نیز باید به میزان مصرف مواد مخدر توجه داشت. معمولاً در ازای هر بسته مصرفی معادل 5 میلی گرم متادون در نظر گرفته می شود. مثلاً اگر فردی روزی 6 بسته هروئین مصرف می کند مقدار متادون لازم معادل 30 میلی گرم به اضافه 5 میلی گرم و جمعاً 35 میلی گرم خواهد بود. مقدار متادون کشنده معادل 75ـ70 میلی گرم است. 1 میلی گرم متادون معادل 3 میلی گرم مرفین اثر دارد.

       به طور کلی تجربیات حاصله حاکی از آن است که استفاده از متادون و داروهای شیمیایی دیگر در جهت جایگزینی، علاوه بر سهولت رهایی جسمی، موجبات قوت قلب و اطمینان خاطر معتادان را از جهت عوارض خماری فراهم می سازد و در بالا بردن روحیه و تقویت روانی آنها مؤثر است.

       علاوه بر متادون از داروی دیگری به نام لوا، آلفا، استیل متادول که نوعی متادون بطی الاثر است نیز استفاده می شود که هنوز مصرف آن تعمیم نیافته است. مقدار مصرف این دارو 30 تا 80 میلی گرم در روز است (اعتیاد از اصول تا عمل، گل پرور).

 

 

روش دوم : استفاده از آنتاگونیست های موادمخدر :

       ماده مخدر جهت جایگزینی و اثر بخشیدن به گیرنده های افیونی در سیستم عصبی مرکزی تجویز می شود. یعنی مرکز ثقل اثر آنها در این گیرنده هاست. لذا اگر ماده ای در این گیرنده ها تثبیت شود به عنوان مانعی برای اثرگذاری برگیرنده ها عمل می کند و بالطبع اثر خود را ارائه نخواهد داد می دانیم که خماری و جستجوی ماده مخدر نوعی رفتار شرطی شدة معیوب است که نزد معتادان وجود دارد. درمان با آنتاگونیست مواد مخدر بر اساس نظریه شرطی شدن اعتیاد و خاموش شدن انعکاس شرطی معیوب است. بدین ترتیب که با مصرف و جایگزینی، این مواد داروهایی که در این گروه قرار می گیرند عبارتند از : سیکلازوسین، نالوکسان و نالترکسن. (همان منبع).

روش سوم : استفاده از داروهای غیرافیونی :

       در این گروه می توان از گلونیدین و مشتق آن لافکسیدین نام برد که جزو داروهای ضدفشار خون و از عوامل مسدود کننده آلفادو ـ آدرنرژیک هستند و به عنوان داروی غیرافیونی در درمان ترک اعتیاد به کار می روند. در مورد مکانیسم اثر دارو می توان گفت مجموعه علایمی که در نتیجه بازگیری مواد افیونی نزد معتادان ایجاد می شود به علت افزایش فعالیت نور آدرنرژیک نورونهای مناطقی مانند لوکوس سرولئوس است. این هسته هم به وسیله گیرنده های آدرندیزیک و هم توسط گیرنده های افیونی تنظیم می شود. گلوئیدین باعث مهار فعالیت آلفا 1 و بتا 2 آدرنرژیک خواهد شد و چون فعالیت نورونی دستگاه های نورآدرنرژیک در اثر تجویز ممتد مواد افیونی خارجی دچار وقفه مزمن می شوند افزایش حساسیت گیرنده های بعد از سیناپس آدرنرژیک آلفا و بتا، آثار عمل ترک را شدت خواهد داد (پیشگیری از اعتیاد، اسعدی).


نظرات کلمن درباره درمان اعتیاد :

       از نظر کلمن معتاد به هروئین باید هم از لحاظ جسمانی و از هم از لحاظ روانی درمان شود. معتادان به هروئین غالباً از پی آمدهای جسمانی قطع اعتیاد می ترسند. البته مراکز درمانی سعی می کنند که اعتیاد را ناگهان قطع نکنند و از داروهای شیمیایی که عوارض را کاهش می دهند استفاده می کنند. پس از قطع اعتیاد جسمانی ـ درمان معتاد مستلزم انطباق کامل او با محیط اجتماعی است. با وجود استفاده از مشاوره های درمانی، گروه درمانی و دیگر اقدامات بازپروری، کلمن مدعی است که فقط 15 درصد معتادان پس از آزادی از بیمارستان به اعتیاد روی نمی آورند. البته برخی معتادان به دلیل ضعف زیاد بدنی دوره عمرشان کوتاهتر است و برخی از آنان ناخواسته به دلیل ارتکاب جرم و زندانی شدن مجبور به ترک اعتیاد می شوند و تعدادی از آنان به مرور زمان از وابستگی به آن نجات پیدا می کنند (همان منبع).

       کلمن[1] می نویسد هنگامی که متادون با هروئین مصرف شود اثرات نشاط آور هروئین از بین می رود. مطالعه روی 750 معتاد مجرم که متادون و هروئین را با هم مصرف کرده بودند نشان داد که آنها احساس نشاط و خوشی نکردند یا بسیار کم از این احساس بهره بردند. فقط این عامل پاداش دهنده می تواند در از بین بردن میل به هروئین مؤثر باشد (همان منبع).

       به نوشته کلمن مصرف متادون در سه مرحله انجام می گیرد. در مرحله اول معتاد به مدت 6 هفته در یک عمومی بستری می شود. در این مدت به او متادون می دهند تا عکس العملهای بدنی ناشی او قطع هروئین پدید نیاید و مقدار آن را به تدریج کم می کنند تا به مقدار ثابتی می رسد و این مقدار در حدی باقی می ماند که میل به هروئین را مانع می شود. در مرحله دوم معتاد سرپایی معالجه می شود و متادون برای مصرف روزانه دریافت می کند و بالاخره معتادی که یکسال هروئین مصرف نکرده باشد و از لحاظ اجتماعی خود را با محیط منطق کرده باشد وارد مرحله سوم می شود. در این مرحله فقط هفته ای یک بار برای دریافت متادون مراجعه می کند (همان منبع).

       تحقیق دیگری توسط گیرنیگ روی 20 هزار معتاد و هروئین نشان داد که کسانی که با متادون معالجه می شوند دست به جرم و تخلف نمی زنند و یا به ندرت مرتکب آن می شوند. میزان اشتغال به کار و انطباق اجتماعی آنها به همان نسبت افزایش می دهد. طبق باور کلمن حدود 3 درصد مصرف کنندگان ال. اس. دی دچار روانپریشی شده اند و 10 درصد آنان توانایی کار اجتماعی را از دست داده اند. به این معنی که کار شغلی و تحصیلی آنان به شدت مختل شده است.      روان پریشی حاد ناشی از مصرف زیاد ال. اس. دی مستلزم بستری شدن معتاد و درمان پزشکی در مرحله اول است. نتیجه درمان غالباً به ثبات شخصیت فرد قبل از اعتیاد بستگی دارد. برای درمان کسانی که به این موارد وابستگی دارند کلمن استفاده از روشهای معمول روان درمانی را توصیه می کند (جامعه شناسی دکتر سخاوت 1385).

       از آنجا که کوکائین وابستگی جسمانی ندارد و وابستگی روانی آن بسیار شدید است، درمان آن مستلزم استفاده از روشهای روان درمانی است از جمله می توان از روشهای بازتاب شرطی، ایجاد قوت و تکنیکهای گروه درمانی نام برد. البته پس از قطع مواد مخدر بلافاصله واکنش های شدید مانند افسردگی و تنش های روانی پیدا می شود که ابتدا می بایست با روشهای درمانی آنها را کاهش داد. به نظر کلمن قطع مصرف آمفتامین ها درد بدنی ندارد اما وابستگی روانی فرد آنقدر زیاد است که قطع مواد موجب افسردگی شدید می شود و میل به خودکشی در فرد افزایش پیدا می کند. مصرف درازمدت آمفتامین ها یک نوع اختلال روانی به نام روان پریشی آمفتامین پدید می آورد. نشانه های این بیماری نظیر اسکیزوفرنی پارانویید است. قطع اعتیاد معمولاً توهمات پارانویید را قطع می کند. در مواردی که مصرف افراطی آنها آسیب هایی به مغز رسانده باشد پس از قطع اعتیاد عوارض جانبی آن ممکن است باقی بماند. در اینگونه موارد حافظه، قدرت تمرکز حواس و یادگیری بیشتر آسیب می بینند. از نظر کلمن آثار قطع آرام بخش ها و قرصهای ضد اضطراب هنگامی که شخص به آنها معتاد شده خطرناکتر و طولانی تر از قطع اعتیاد به ترک تریاک و مشتقات آن است. معتاد به قرص پس از قطع مواد دچار اضطراب و ترس می شود و لرزش های شدیدی در عضلات دست و صورت پیدا می شود. نشانه های دیگر بیماری شامل بی خوابی، وزن، تهوع، دل پیچه، تند شدن ضربان قلب، بالا رفتن فشار خون و کاهش وزن است. 16 ساعت پس از قطع مواد تا 5 روز ممکن است تشنج روی دهد. خوشبختانه با روش کاهش تدریجی ماده و یا تجویز داروهای دیگری که اثرات مشابه دارند می توان از واکنشهای نامناسب ممانعت به عمل آورد (همان منبع).

 



[1] Kolman

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 16:33  توسط مانیا  |